در اولین سخنرانی های انتخاباتی میرحسین موسوی,او جمله ای گفت که باید حال عمیق تر به آن نگاه کرد.میرحسین گفت من برای کشور احساس خطر میکنم برای انقلاب و آرمانهایی که تا به امروز زحمات فراوانی برای آن کشیده شده است.

شاید آن روزها این جمله تنها رنگ و بوی انتخاباتی داشت اما با گذشت چند ماه از انتخابات میتوان به عمق این جمله پی برد:

حوادث پس از انتخابات و کشته شدن عده ای از هموطنانمان.

دستگیری و زندانی نمودن افرادی که خود از مهمترین  انقلابیون و دولتمردان گذشته بوده اند.

سعی در حذف نمودن افراد و احزاب.

بسته شدن روزنامه ها و فیلترینگ گسترده سایت ها.

ترورهای صورت گرفته در کردستان.

برخورد شدید با دانشجویان.

اختلاف در درون جبهه های سیاسی.

ترک کردن اغلب سران و نمایندگان کشورها در زمان سخنرانی آقای احمدی نژاد در سازمان ملل.

گشوده شدن پرونده هسته ای جدیدی برای ایران.

لبخند زدن آمریکا و اروپا به ایران پس از مذاکرات هسته ای.

تصویب تحریم بنزین برای صدور به ایران در مجلس آمریکا.

و ..عملیات تروریستی جندالله در سیستان و بلوچستان.

اینها گوشه ای از احساس خطر هایی بود که میرحسین موسوی در ابتدای ورودش به صحنه انتخابات به آن اشاره کرد و حال با عمیق شدن در سخنان و نظرات وی میتوان مفهوم این احساس خطر برای موقعیت کشور و ملت ایران را درک کرد و چاره ای اندیشید......

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

- اظهارات آقايان ابطحي و عطريانفر که صداوسيما و رسانه‌هاي وابسته به جريان حاکم از آن به عنوان اعترافات ياد مي‌کنند، اين روزها موضوع بحث محافل مختلف و حتي گفت‌وگوهاي مردم عادي است. بي‌ترديد مردم عادي انتظار داشته و دارند که دست کم چهره‌هاي سرشناس اصلاح‌طلب در شرايط مختلف حتي در زندان و تحت شکنجه يا شرايط نامتعارف بر عقايد خود استوار باشند و در قبال نسبتي که به عنوان يک چهره سياسي ميان خود و جامعه تعريف کرده اند، رفتاري متعهدانه داشته باشند. اين انتظار البته کاملاً قابل درک است. اما در نگاهي منصفانه وضعيت کساني مانند آقايان عطريانفر و ابطحي که در شرايطي نامعلوم و بريده از عالم خارج و بي‌اطلاع از هر خبر و اطلاعي در سلول‌هايي به سر مي‌برند که هر روز يکي از اهالي آن به سرنوشت روح‌الاميني‌ها و سهراب‌ها دچار مي‌شوند، نيز بايد براي ما قابل درک باشد. نمي‌خواهم بگويم با ابطحي و عطريانفر همان کرده‌اند که با محسن روح الاميني‌ها. شايد آري و شايد هم نه. اما دست کم اين حقيقت قابل کتمان نيست که آنها در زندان‌ها و شرايط و تحت نظر بازجويان و صحنه‌گرداناني نگهداري مي‌شوند که محسن و سهراب‌ها نگهداري مي‌شوند. قصد توجيه سخنان ابطحي و عطريانفر را ندارم. حداقل آنکه اين درست است که اعترافاتي که در چنين شرايطي انجام شود بي‌ارزش است اما مقاومت و پايداري در اين شرايط بسيار ارزشمند است.

2- پايداري بسياري از ياران ما در زندان براي کساني که دستي در به بند کشيدن ايشان دارند يک سرشکستگي است اما در هم شکستن و تاب نياوردن برخي از دوستان ما براي ايشان واجد هيچ افتخاري نيست.

يک چيز مسلم است و آن اينکه اظهارات عطريانفر و ابطحي هيچ چيزي بيشتر از مقالات کيهان و رسالت و يالثارات و اخيراً وطن امروز نداشت. اينها مطالبي نبودند که آنان بيرون از زندان از آن بي‌اطلاع باشند. در زندان و سلول انفرادي و شرايط بي‌خبري از عالم و آدم نيز هيچ داده و اطلاع جديدي به معلومات آنها افزوده نشده است. بازجوها هم افلاطون و ارسطو نيز نبوده و حداکثر معلوماتي در حد آقاي حسين شريعتمداري دارند که ابطحي و عطريانفر هر روز در روزنامه کيهان آرا و افکار وي را مي‌خوانده‌اند. مي‌ماند موانع دروني و وابستگي‌ها و قيد و بندهاي دنيايي که مانع درک حقايق مي‌شوند. اگر اين فرض نامحتمل را کنار بگذاريم که عطريانفر و ابطحي در مدت يک ماهه زندان ره صدساله مراحل سير و سلوک عرفاني را طي کرده اند، به اين نتيجه مي رسيم که آنان در اين مدت نمي توانسته اند اويس قرني و بايزيد بسطامي شده باشند به طوري که پرده از چشمان شان افتاده و عالم ملکوت برايشان مکشوف شده و مثلاً دريافته باشند که آقاي احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور واقعي و محبوب کشور است يا باور کرده باشند که اگر به جاي سرکوب اعتراضات مسالمت‌آميز مردم، به اين پيشنهاد ساده ميرحسين موسوي عمل مي‌شد و براي اطمينان از صحت نتايج آراي انتخابات مثلاً شماره‌هاي کد ملي راي‌دهندگان ثبت شده در دسته‌هاي تعرفه راي با کد ملي موجود در رايانه سازمان ثبت احوال مطابقت داده مي‌شد، هلال ناامني افغانستان، ايران و عراق کامل مي‌شد و در ايران جنگ داخلي راه مي‌افتاد يا نظام سرنگون مي‌شد،

3- نمي‌دانم عدم تحمل دشواري‌ها و سختي‌ها تا چه اندازه مي‌تواند شاخصي براي تعيين ميزان ايمان ما به راهي که برگزيده‌ايم باشد. وقتي به ماجراي عمار ياسر مي‌انديشم که برخلاف پدر و مادرش تاب شکنجه نياورد و حتي رسالت پيغمبر را انکار کرد، با اين حال مورد ملاطفت و نوازش پيغمبر قرار گرفت و چنان بر ايمان خود پايدار ماند که در اعتراض به رفتارهاي ناحق خليفه شکنجه شد و بر سر پيمان خود همچنان استوار بود تا آنکه در پيري در رکاب علي(ع) در صفين شهيد شد، احساس مي‌کنم درباره رفتار کساني مانند ابطحي و عطريانفر نبايد و نمي‌توان بي‌پروا قضاوت کرد.

4- عطريانفر در آن مصاحبه در پاسخ آقاي مهاجراني گفت اگر شما نيز در اينجا بوديد مثل ما فکر مي کرديد. تمام سخن در همين لفظ «اينجا» است. اگر مقصود عطريانفر از «اينجا» ايران يا تهران باشد، قطعاً سخني درست نگفته است، زيرا بسياري از دوستان اين دو که در ايران هستند مانند عطريانفر عمل نکرده‌اند. اما اگر مقصود وي از «اينجا» زندان باشد، ممکن است حق با عطريانفر باشد و تنها در اين صورت است که جمله وي مي تواند صحيح باشد و اين احتمال نه تنها درباره مهاجراني بلکه براي هر يک از ما مي‌تواند صادق باشد.

5- ممکن است در نقد رفتاري که عطريانفر و ابطحي از خود نشان داده‌اند گفته شود کساني که در اين سطح از فعاليت و عمل سياسي قرار مي گيرند بايد تاب تحمل شرايط سخت و دشوار را داشته باشند. بر افراد عادي خرده‌اي نمي‌توان گرفت اگر در شرايط زندان تاب نياورند اما از کساني که در سطح چهره‌هاي شاخص قرار مي‌گيرند و به مرجعي براي جامعه و به ويژه جوانان تبديل مي‌شوند، چنين بي‌قراري و ناشکيبايي در شرايط زندان پذيرفته نيست. اين سخن نيز کاملاً صحيح است. مي‌توان در تاييد آن گفت کسي که تحمل محروميت و سختي و فشار و شرايط زندان را ندارد نبايد در سطح يک ليدر سياسي خود را مطرح کند. اما همه سخن در اين است که ما چگونه از توان و قدرت خود براي تحمل شرايط سخت و دشوار مي توانيم مطمئن شويم؟ آيا ما ارزيابي واقع بينانه يي از توان و قدرت خود داريم؟ حداقل اين حقير به رغم تمام ايماني که به راه و انديشه خود دارم و در بسط آن مي‌کوشم و خطرها و محروميت‌ها و شرايط سخت و دشوار را به قيمت پايداري بر افکار خويش به جان خريده‌ام، هنوز نمي‌توانم ادعا کنم مانند برادران بزرگوار و ثابت قدم در بندم، تاب شرايط دشوار زندان را داشته باشم. تنها کساني مي توانند چنين ادعايي بکنند و در اين ادعا صادقند که اين شرايط را تجربه کرده باشند.

6- همه اين مطالب را گفتم تا در اين بند پاياني بتوانم حديث نفس کنم.

اين روزها از يک سو خط و نشان‌کشيدن‌هاي مراکز اصلي قدرت و تهديدهاي شبانه روزي در رسانه‌هاي وابسته به جريان حاکم عليه معترضان به نتايج انتخابات و نيز تهديد صريح آقاي احمدي‌نژاد مبني بر کوبيدن سر مخالفان به سقف و ادامه دستگيري فعالان سياسي و... نشان مي‌دهد اين ماجرا سري دراز دارد و منتقدان و معترضان به روندهاي جاري از جمله اين حقير هر آن بايد در انتظار دستگيري و حبس و قرار گرفتن در شرايط مشابه عطريانفر و ابطحي باشند. و از سوي ديگر خود را حداقل در اين حد مي شناسم که استعداد اويس قرني و بايزيد بسطامي شدن را ندارم که در شرايط خاص يکباره حقايق ملک و ملکوت بر من مکشوف شود و تمام افکار و انديشه‌هايم تغيير کند.

بنابراين به عنوان يک فعال سياسي شناخته شده در عرصه سياست اين کشور، و عضو شوراي مرکزي و شوراي سياسي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران، پيش از تحقق چنين احتمالي درباره خود به صراحت اعلام مي‌کنم به آنچه در قالب بيانيه‌ها و مواضع فکري و سياسي سازمان متبوعم تاکنون منتشر شده و آنچه تاکنون شخصاً گفته يا نوشته‌ام اعتقاد راسخ دارم. در اين زمينه با ديدگاه‌ها و مواضع اعلام شده از سوي آقايان ميرحسين موسوي، خاتمي و کروبي کاملاً موافقم.

هيچ نقطه سياه و تاريکي در زندگي سياسي خود ندارم که به خاطر آن احساس ندامت و شرمندگي کنم، هيچ ارتباطي با بيگانگان نداشته و ندارم، تاکنون هيچ پولي از محافل بيگانه دريافت نکرده‌ام، نه به انقلاب مخملي معتقدم و نه به براندازي نظام و تنها خواهان اجراي قانون اساسي و قرار گرفتن همگان در چارچوب قانون هستم و معتقدم تنها راه اعتلاي کشور و استحکام نظام جمهوري اسلامي ايران و حفظ جمهوريت و اسلاميت نظام، پايان دادن هر چه سريع‌تر به روش دروغ و نيرنگ و فريب، بازگرداندن کشور به مسير اصلاحات، رعايت حقوق شهروندي و توقف خودکامگي و قانون‌شکني است. بنابراين اگر مشيت و اراده ربوبي بر اين تعلق گرفت که به ابتلا و فتنه‌اي که دوستان و برادرانم گرفتارند، دچار شوم، از هم اکنون اعلام مي‌کنم اگر سخني برخلاف آنچه گذشت از بنده شنيده شد، اعتقاد و باور اين حقير نبوده و تحت شرايط ويژه زندان و به اکراه و اجبار بدان اقدام کرده‌ام. از تمام همفکرانم در جمع فعالان سياسي مي‌خواهم تا فرصت باقي است به صورت جمعي يا فردي به اقدامي مشابه دست بزنند زيرا در شرايط موجود تنها به اين طريق مي‌توان به بدعت سيئه و شيوه زشت و نامبارک اعتراف گيري پايان داد. با چنين اقدامي ممکن است زندان و حبس در انتظار ما باشد، اما اين حربه کثيف و غيرانساني در اين کشور براي هميشه بي‌اثر و ريشه‌کن خواهد شد.

منبع: اعتماد

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

نماز جمعه این هفته  توسط امام جمعه موقت تهران "ایت الله هاشمی رفسنجانی"  رئیس مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام  در روز جمعه بیست و سوم مرداد ماه اقامه خواهد شد.

این خبر در سایت رسمی آیت الله هاشمی رفسنجانی اعلام شد

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

مادر هنگامه شهیدی در نامه‌ای دلتنگی‌های خود به دخترش را نوشت. متن کامل این نامه که در روزنامه اعتماد ملی منتشر شده به شرح زیر است:


سلام هنگامه جان. سلام عزيز مادر كه نزديك به 40 روزه كه نديدمت و نه خبري از تو دارم. در تمام اين سال‌ها روزي نبود كه از تو خبري نداشته باشم اما اين بار انگار اراده‌اي جز اراده خداوندي در كار است تا تو را از من جدا كند. يك وقت نگويي مادر فراموشم كرده كه به خداوندي خدا قسم هر كاري كرده‌ام و مي‌كنم تا صداي تو را بشنوم تا روي ماهت را ببينم. اما هنگامه جان، عزيز دلم نمي‌گذارند. نمي‌دانند كه وقتي يك مادر از دخترش بي‌خبر است چه حالي دارد.

برادرانم كه شهيد شدند من ضجه نزدم. خم به ابرو نياوردم. كه جنگ و مبارزه و دفاع از وطن بود. اما مگر الان وقت جنگ است كه دخترم را در حبس كرده‌اند و مادرش را از او بي‌خبر گذاشته‌اند؟ به چه جرمي؟ به كدامين گناه؟ از اين دادگاه به آن زندان مي‌روم تا ردي از تو بگيرم اما همه دست رد به سينه‌ام مي‌زنند. مي‌گويم حالش بد است. جواب نمي‌دهند. مي‌گويم 40 روز است كه خبري از او ندارم. نه زنگي و نه ملاقاتي. سكوت مي‌كنند.

هنگامه‌جان حالت خوب است مادر؟ هنگامه، وقت رفتن است،بلند شو مادر. مداد‌رنگي‌هايت را بردار، دفتر نقاشي‌ات را که در آن شب برايم نقش يک گل کشيدي يادت نرود، مدرسه‌ات دير نشود. چرا حرفي نمي‌زني؟ حالت خوب نيست؟ چه ديرمي‌گذرد اين ثانيه‌ها! چه رنج بي‌پاياني است اين دوري. هر جا که مي‌توانستم رفتم. با هر کس که مي‌توانستم از بي‌گناهيت گفتم اما چه سود؟ نمي‌توانم اين روزها به مدرسه بروم. پاي رفتن ندارم. زبان گفتن ندارم.

چه بايد بگويم به بچه‌هايي كه قرار است فردا را بسازند. ‌من درس مقاومت را از مادرم آموختم و آزادگي را از برادران شهيدم ياد گرفتم و در تو به تمامي به يادگار گذاشتم. اما اكنون نمي‌دانم كه به بچه‌هاي امروز كه آينده‌ساز فردا هستند چه بگويم. هنگامه عزيز، من اين روزها خانه نيستم. مدرسه نيستم. بيرون نيستم. دور نيستم. نزديكم. پشت ديوار اوين. ناله كه مي‌كني، تنم مي‌لرزد. خدا خدا كه مي‌كني، به دلم مي‌افتد كه حال خوب نيست. من را از خودت بي‌خبر نگذار. پيامت را به خدا برسان كه فريادرس بي‌كسان است.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

فاطمه شمس عضو هسته مرکزی پویش موج سوم و همسر محمدرضا جلایی‌پور مسئول و سخنگوی کمپین حمایت از موسوی و خاتمی که این روزها ناجوانمردانه در زندان است در نامه‌ای به بهزاد نبوی و با اشاره به انتشار خاطرات چریک پیر اصلاحات و شکنجه‌هایی که بر او در زندان‌های ساواک رفته است او را نمادی برای مقاومت نسل امروز دانسته است. به گزارش «نوروز» متن این نامه به شرح زیر است:


آقای نبوی سلام

راستش را بخواهید، درست نمی‌دانم چه باید بنویسم و اصلا نمی‌دانم چه می‌خواهم بنویسم. فقط می دانم در مقابل آنچه دیروز و دیشب خواندم و شاهد بودم نمی‌توانم سکوت کنم. دیروز بخشی از خاطراتتان در زندان ساواک که در سایت‌ها منتشر شده بود را خواندم. فهم و تجسم خط به خط و کلمه‌به ‌کلمه‌اش برای منی که یک روز از آن روزها را تجربه نکرده‌ام بسیار دشوار و باورنکردنی بود. داستان سیانور خوردن شما در زندان برای اینکه مجبور به اعتراف نشوید و اینکه ساعت‌ها با پای برهنه در سلولتان راه می‌رفتید تا کف پایتان پینه ببندد و تحمل شلاق‌های شکنجه‌گران برایتان راحت‌تر شود، برایم بسی غریب بود. به قصه‌ای می‌مانست. اما قصه نبود. حقیقت داشت. اتفاق افتاده بود. آن هم نه برای کسی که من نمی‌شناسم.

از دیروز که خاطراتتان را خوانده‌ام از خودم بارها پرسیده‌ام آرمانتان مگر چقدر مقدس و مهم بود که حاضر بودید به خاطر تحقق یافتنش از جان خود هم بگذرید و سیانور بخورید؟ از خودم پرسیدم چند نفر از مدعیان بی‌شمار امروز، آن روزها مثل شما آن‌چنان جان بر کف و فداکار، حاضر بودند جانشان را فدای آرمانشان کنند؟ راستش را بخواهید جواب روشنی برای سوالاتم نیافتم. جواب دیگران هم یا سکوت بود و یا سکوت!!

آقای نبوی عزیز

من عمرم کفاف به یاد آوردن روزهای شکنجه و اسارت شما در زندان ساواک را نمی‌دهد. یادم هم نمی آید حتی وقتی که انقلابی که شما حاضر بودید برای به وقوع پیوستنش از جانتان بگذرید، چگونه رخ داد. در این باره آموزگاری جز تاریخ، چه مکتوب و چه شفاهی نداشته‌ام..

اما آنچه دیشب با چشمان خودم دیدم، واقعی بود. نه کتاب بود و نه نقل سینه به سینه از بزرگتر‌ها بود و نه هنوز به تایخ پیوسته است. من با چشمان خودم، نگاه هوشیار و مضطرب و چهره نجیب شما را در بیدادگاهی که به دست سست عنصران و با چینشی چندش‌اور برپا شده بود دیدم. من با چشمان خودم دیدم که شما دستتان را زیر چانه‌ زده بودید و با حسرت و اندوهی عمیق گویی لحظه‌لحظه شکنجه‌های زندان ساواک را به یاد می‌آوردید و آن آرمانی که سال‌ها به خاطرش استقامت کرده بودید را بر باد رفته می‌دیدید. قطعا هم‌سنگران شما که در آن دادگاه حضور داشتند، بنا به تجربه زیسته مشترکی که با شما دارند، دردهای دلتان را از من جوان بهترمی‌فهمند. اما آقای نبوی! باور کنید برای من هم سخت بود که مردان بزرگ و نیک‌سرشت سرزمینم را در لباس مجرمین ببینم، در سکوتی غمگین، خیره شده به وقاحتی که پرده‌‌ها را مدت‌هاست دریده و بی‌افسار در حال تاختن است. نمی‌شد چهره معصوم و نجیب و نگاه نگرانتان را دید و ساکت نشست. نمی‌شد شما را آنچنان آرام و اندوهگین دید و نپرسید به کجا رسیده‌اند این مدعیان عدالت‌گستری و مهرورزی که مجرمان دادگاهشان عده‌ای انسان پاک و شریفند؟ به راستی چطور رویشان شد شما را در آن لباس بنشانند و با وقاحت تمام تصویرتان را به عنوان سردسته اغتشاشات پخش کنند؟ درمانده‌ام از این همه دریدگی و پرده‌دری.

گاهی برای احساس سنگینی بار بعضی لحظات، لازم نیست که عمری بر آدم بگذرد یا در وضعیتی مشابه قرار گرفته باشد. گاهی تنها یک نگاه یا یک جمله کفایت می‌کند که درد تا مغز استخوان آدم را بسوزاند. نگاه آرام، خسته، نگران و هوشیار شما در دادگاه دیشب از آن دست نگاه‌ها بود که آتش به دل می‌زد و حرف‌ها داشت و آن اعتراف دلنشین‌تان هم از آن جمله‌های تاریخ‌ساز، وقتی به جای اعتراف گفتید: «من به موسوی خیانت نمی‌کنم»! چه می‌توان گفت یا نوشت در برابر این جمله، جز اینکه انسان در برابر گوینده‌ دلیرش کلاه از سر بردارد؟ در کلاس درس شما هنوز که هنوز است نسل ما باید الفبای جسارت و شجاعت را بیاموزد مرد بزرگوار!


آقای نبوی مهربان و نجیب


می‌دانم چقدر سخت بود برایتان که آرام بنشینید و به آن صحنه‌پردازی مضحک بنگرید و دم بر نیاورید. این را هم خوب می‌دانم که بر دل همسر مهربان و صبورتان چه رفت وقتی پاره تنش را بعد از ۵۰ روز درمقابل دوربین‌های دادگاه دروغ دید. شرح عاشقانگی‌های پاک و مقدس شما و همسر عزیزتان و دیدن آن صحنه‌ها و تجسم اینکه چه بر دل آن زن بزرگوار رفت، حتی نفس کشیدن را هم برایم سخت می‌کند. شاید چون به درد مشابهی دچارم و در برابر این همه دریدگی و بی‌شرمی افسارگسیخته‌ای که گریبان نیک‌سیرتان کشورم را گرفته مستاصل و اندوهگینم. تجربه‌ام و آبدیدگی‌ام به قدر شما و همسر بزرگوارتان نیست. اما از خود شما و منش‌تان یاد گرفته‌ام که ناامیدی معصیت است. باور کنید گاهی پیدا کردن نقطه‌ای روشن در این روزها سخت می‌شود. دوستانم یا به زندان افتاده‌اند، یا مخفی‌اند و یا فرار کرده‌اند. دیگر انگار هیچ نقطه ثباتی نیست. در این همه تاریکی پی نور امیدی می‌گشتم که کمی از بار جدایی‌ها و دوری‌ها و درد این وقاحت‌ها کم کند. گفتگوی تلفنی‌ با همسر عزیزتان و پاسخ شنیدنی ایشان را دوباره خواندم و پاسخ همسرتان شد تنها نقطه امید در دلم. جمله ای که مخاطبش تک‌تک چهره‌های خسته دادگاه دیروز و دادگاه‌های مشابه روزهای آینده‌اند، چه آنان که اعتراف کردند، چه آنان که نکردند و فقط نظاره‌گر بودند: عزیزان!‌ ما هیچ جا بدون شما نمی‌رویم! همین پشت در اوین بهترین جاست! منتظرتان می‌مانیم تا بیایید.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

پارلمان‌نیوز: رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر رسیدگی هرچه سریعتر به عاملان جنایات اخیر در بازداشتگاه‌هایی که غیراستاندارد عنوان شده‌اند، به نمایندگان مجلس پیشنهاد داد که طرح تحقیق و تفحص از روند برگزاری انتخابات را در دستور کار خود قرار دهند.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، اعضاء فراکسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی با رییس دولت اصلاحات دیدار و گفت و گو کردند.

در این دیدار سیدمحمد خاتمی ضمن خوش آمد گویی به نمایندگان گفت:«در فضای ناگوارموجود، باید از  تلاش مجلس به طور عام و فعالیت‌های دلسوزانه و خیرخواهانه اقلیت مجلس به طور خاص تشکر کرد.»

وی تصریح کرد:«اما مساله این است که چرا مجلس که باید در راس امور باشد اقدام هایش به نتیجه نمی رسد؟و چرا دست هیات منتخب مجلس برای رسیدگی به فجایع اخیر بسته می شود؟ و چرا حتی هیات منتخب ریاست محترم قوه قضاییه که دو سه هفته پیش خبر تشکیل آن داده شد اجازه نیافت کاری کند؟»

به گزارش روابط عمومی دفتر حجت الاسلام سید محمد خاتمی، رئیس بنیاد باران با اشاره به دستور اخیر مقام معظم رهبری اظهار داشت:«به هر حال با دستور ایشان برای برخورد با مسائل و فجایع، موقعیت تازه‌ای پیش آمده است و باید واقعا ابعاد فاجعه را بررسی کرد و با عوامل آن برخورد جدی شود.»

رئیس بنیاد باران سپس به حوادث تلخ بعد از انتخابات اشاره کرد و گفت:«خون‌هایی ریخته شد، به خانواده‌های فراوانی آسیب‌های روحی و مادی وارد آمده است.ملت مورد اهانت قرار گرفته است.رفتارهای بد و غیر قانونی و غیر شرعی با مردم و با بازداشت‌شدگان صورت گرفته است که اینها همه باید ریشه‌یابی و حقیقت هم برای مردم روشن شود و هم با ریشه قضایا برخورد جدی شود.»

رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«کافی نیست که گفته شود یک بازداشتگاه غیر استاندارد تعطیل شد؛غیر استاندارد یعنی چه؟یعنی مثلا هواکش آن درست نبود یا دستشویی ها تمیز نبوده است؟خیر!جنایت‌هایی رخ داده است؛جان‌هایی باخته شده است و رفتارهایی با جوانان و زنان و مردان عزیز صورت گرفته است که وقتی در زندان‌های در دست بیگانگان صورت می گیرد همه بر آشفته می شوند و فریاد می زنند و امروز باید با این مسائل برخورد شود.»

وی ادامه داد:«در مورد زندانیان و بازداشت‌شدگان هم قضیه به همین صورت است البته که باید آزاد شوند ولی کافی نیست.»

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تاکید کرد:«رفتارهای خلاف شرع و عرف و قانون که به هنگام بازداشت با آنها و بستگان آنان شده است و رفتارهای نادرستی که به نام بازجویی شده و می‌شود، اینها همه برای انقلاب و جامعه زیان بار و بر خلاف قانون و انصاف است.»

رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:«باید با عاملان این رفتارها و اقدامات برخورد قانونی شود و حق و حرمت‌هایی که مورد تعدی قرار گرفته است جبران شود.»

وی با اشاره به برخی ادعاهایی که از سوی برخی رسانه‌ها و افراد علیه چهره‌های سیاسی بازداشت‌شده مطرح می‌شود، گفت:«اگر جرمی هست اولا باید مدارک دقیق و روشن باشد نه ادعاهایی که می شود یا شایعه‌هایی که درباره اعتراف‌گیری صورت می‌گیرد و در مرحله بعد هم دادگاه صالحه و علنی و با حضور هیات منصفه و وکیل متهم باید  به این اتهامات رسیدگی کند.»

خاتمی تصریح کرد:«اگر یک قطره خون هم اگر ریخته شود فاجعه است؛چه رسد به آنچه رخ داده است.»

رئیس جمهور سابق کشورمان یادآور شد:« باید با هر رفتار وحشیانه‌ای که با هر کس شود برخورد شود، ولی مهمتر از اینها لطمه‌ای است که به اعتماد عمومی وارد شده است و باید آن را ترمیم کرد.»

خاتمی تاکید کرد:«برای ترمیم  اعتماد عمومی هر هزینه‌ای هم که پرداخت شود زیاد نیست، اما با این حال اگر کسی از سر خیرخواهی پیشنهادی برای رفع ظلم و ترمیم اعتماد عمومی می‌دهد با امواج تهمت و دروغ و نسبت‌های ناروا روبرو می‌شود و اتهام زنندگان و غوغاگران با امنیت خاطر به کار خود ادامه می‌دهند.»

وی با ابراز تاسف شدید از حمله‌های صورت گرفته به برخی شخصیت‌ها، اظهار داشت:«در این مدت ببینید تا چه حد علما و شخصیت‌های موجه و نخبگان و مردم مورد اهانت قرار گرفتند، در حالی‌که باید با افراد و جریان‌های طراح و مجری جنایات برخورد جدی شود.»

رئیس جمهور سابق کشورمان  در بخش دیگری از سخنانش گفت:«در نظام و طبق قانون اساسی و همچنین در بیانات حضرت امام خمینی(ره)؛مجلس بالاترین جایگاهها را دارد.تحقیق و تفحص در هر امور،استیضاح وزیران و حتی تصمیم‌گیری درباره صلاحیت و کفایت رییس جمهور از اختیارات مجلس است.»

وی افزود:«با همه این اوصاف می‌بینیم که از بررسی مساله‌ای مثل حمله وحشیانه به خوابگاه دانشجویان یا وضعیت زندانیان توسط مجلس جلوگیری می‌شود،این یعنی انحراف در نظام.»

سید محمد خاتمی تصریح کرد:«چرا اعتراضات و انتقادات مراجع و علماء و نخبگان و افراد جبهه رفته و میلیونها از مردم شریف که رشد و شعور خود را به خوبی نشان داده‌اند به روند انتخابات و وقایع ناگوار پس از آن مورد توجه قرار نمی‌گیرد؟»

وی با بیان اینکه «مجلس در این زمینه مسئولیت سنگینی دارد»، اظهار داشت:«امروز می‌توان تحقیق و تفحص از روند انتخابات را در دستور کار قرار داد و اگر واقعا هیات بیطرفی این کار را عهده‌دار شود، نتیجه کار می‌تواند جهت امور و اتفاقات را خیلی روشن کند.»

رئیس جمهور سابق کشورمان خاطر نشان کرد:«ما دلمان برای انقلاب و نظام و اصول و ارزش‌های آن که متاسفانه مورد تعرض قرار گرفته است و اندیشه های امام و اصول و معیارهایی که قانون اساسی بیانگر آنهاست می‌سوزد و معتقدم با آنچه شد و می‌شود هم نظام و هم مردم زیان می‌بینند.»

به گزارش پارلمان‌نیوز، در این دیدار نمایندگان عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس به ارائه توضیحاتی در خصوص حوادث بعد از انتخابات از جمله اینکه به جهت برخی بی تدبیری و بی‌تحملی‌ها و عدم توجه به خواست مردم اعتماد عمومی میان ملت و حاکمیت آسیب دیده است پرداختند.

آنها تاکید کردند که و تلاش این فراکسیون و بسیاری از نمایندگان بر آن است تا با بهره‌گیری از ظرفیت‌ها و به رغم عدم همکاری دستگاه‌های ذیربط با بی‌قانونی‌ها و برنامه‌ها و رفتارهای خلاف شرع و قانون و حقوق مردم مقابله و اعتماد آسیب دیده بازسازی و حقوق مردم اداء شود.

محمدرضا تابش دبیر کل فراکسیون خط امام(ره)مجلس شورای اسلامی نیز در این نشست به تشریح اقدام های مجلس و نیز فراکسیون در مورد وقایع پیش آمده پس از انتخابات ریاست جمهوری پرداخت.

وی گفت:«تشکیل کمیته ویِِِِژه بررسی وضعیت بازداشت‌شدگان، طرح سئوال از وزیران ذیربط و نشست‌های متعدد با رییس مجلس شورای اسلامی و همچنین دادستان کل کشور و درخواست از رییس قوه قضاییه برای بازدید از بازداشت‌گاه‌ها و تحقیق از وضعیت زندانیان، پیگیری آزادی آنها از جمله اقدامات این فراکسیون بوده است.»

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

پارلمان‌نیوز: برای هماهنگی در قبال بحران جاری، در روزهای اخیر ملاقاتهای مهم و تاثیرگذاری میان مراجع تقلید صورت گرفته است که می توان به ملاقات آیات عظام وحید خراسانی و جعفر سبحانی در مشهد و همچنین آیات عظام منتظری، شبیری زنجانی و موسوی اردبیلی در خاوه اشاره نمود. 

به گزارش سلام با گسترش یافتن بحران ایجاد شده بعد از انتخابات و علی الخصوص با موضع گیری ها و اقدامات انجام شده در روزهای اخیر بجز آیت الله نوری همدانی که از هواداران احمدی نژاد محسوب می شود تقریباً کلیه مراجع تقلید با درجات متفاوتی در نسبت به مسائل موضع گیری نمودند.
 
پس از دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی با آیات صافی گلپایگانی و مکارم شیرازی و سید عزالدین زنجانی در مشهد این هفته خبر رسید که آیات عظام موسوی اردبیلی و شبیری زنجانی با حضور در محل اقامت تابستانی فقیه عالیقدر آیت الله منتظری در بخش خاوه از توابع قم با ایشان دیدار و در مورد مسائل سیاسی روز همفکری نموده اند.
 
از مشهد نیز خبر می رسد جلسات متعددی میان مراجع تقلیدی که برای زیارت رجبیه در این شهر حضور دارند در حال انجام است و مراجع در دیدارهای خصوصی مسائل سیاسی کشور و گسترش پدیده بنیادگرایی  را مورد بررسی قرار می دهند .
 
در تازه ترین اخبار در روزهای اخیر آیات عظام جعفر سبحانی و وحید خراسانی نیز در دیداری مسائل روز را مورد بررسی قرار دادند.
 
 پیشتر آیت الله صافی گلپایگانی نیز دیدارهایی در مورد مسائل جاری کشور با آیات شبیری زنجانی و سبحانی برگزار نموده بود.

شنیده می‌شود آیات عظام سید صادق شیرازی، محمد صادقی تهرانی و سید صادق روحانی نیز که پیش از جریانات فوق نیز از متقدان  بودند، مواضعی همسو با دیگر مراجع نسبت به وقايع اخير اتخاذ نموده اند.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
سايت خبري "الف" متعلق به احمد توكلي نماينده اصولگراي مجلس هشتم امروز سه شنبه اعلام كرد در پي افزايش اعتراضات و فشارهاي نخبگان و مردمي، بركناري اسفنديار رحيم مشايي از معاونت اول رييس جمهور قطعي شده است.

"الف" نوشت: درپي افزايش اعتراضات و فشارهاي نخبگان و مردمي، بركناري رحيم مشايي از معاونت اول رييس جمهور قطعي است و اطلاعيه مربوطه به آن بزودي از مراجع رسمي اعلام خواهد شد.

بر اساس اين گزارش، آيت‌الله احمد جنتي دبير شوراي نگهبان نيز عليه انتصاب مشايي مصاحبه‌اي انجام داده بود كه به دنبال قطعي شدن بركناري وي انتشار اين مصاحبه نيز لغو شده است.

محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور اخير طي حكمي مشايي را بعنوان معاون اولي خود برگزيد.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

بسمه تعالی

پس از گذشت نزدیک به یک ماه از انتخابات ریاست جمهوری دهم، جامعه دانشجویی و دانشگاهی کشور همچنان در مصیبت وقایع قبل و بعد از این رویداد نشسته است. برخورد خشونت آمیز نیروهای امنیتی و انتظامی با درخواست‌های به حق مردم پیرامون شفاف سازی فرآیند انتخابات، کشته و زخمی شدن تعداد کثیری از هموطنان در شهرهای مختلف کشور به دلیل اعتراضات آرام و به حق، حمله وحشيانه به پرديس مركزي و کوی دانشگاه تهران و شکسته شدن حریم مقدس دانشجو و دانشگاه و بازداشت جمع کثیری از فعالین سیاسی و دانشجویی کشور، بخشی از مصایبی است که مردم ایران را در بهت فروبرده و همچنان این سوال را زنده نگه داشته است که آیا پاداش مردمی که با شور و نشاط و عقلانیتی بی‌نظیر در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردند، چنین فجایعی بود؟

پیرامون انتخابات ریاست جمهوری و آنچه که بر مردم ایران گذشت پس از این، بحث‌های بسیاری انجام خواهد گرفت و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران نیز مطمئنا با آغاز سال تحصیلی به واکاوی این رویداد خواهد پرداخت. اما آن چیزی که امروز ذهن تمامی دانشجویان و فرهیختگان جامعه را به خود مشغول نموده، بازداشت جمع کثیری از فعالین سیاسی کشور است که پیش از این برای حضور حداکثری مردم در پای صنوقهای رای و ترغيب آنان به شركت فعالانه در رقم زدن سرنوشت خويش در جهت بهبود اوضاع و شرايط حاكم، تمام تلاش خود را به کار گرفتند و امروز بدون توجه به اين دلسوزي و تعهد آنان نسبت به آرمان هاي امام(ره)، انقلاب اسلامي و قانون اساسي و بدون کمترین توجیهی در اسارتند. علی‌الخصوص اینکه در میان این افراد، دانشجویان و دانشگاهیان خوش نامی وجود دارند که از قضا در مشارکت بالای جامعه دانشگاهی نقشی کلیدی ایفا نموده‌اند. جناب آقاي دكتر حمید چوبینه و سرکار خانم دكتر سميه توحید‌لو، از اعضای اسبق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران و آقایان محمدرضا جلایی‌پور و علیرضا عاشوری، از اعضاي اسبق و فعلی شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران از جمله این افرادند که با گذشت بیش از 3 هفته از بازداشت هر یک، تاکنون اطلاعات موثقی پیرامون وضعيت آنان در دسترس نیست. این افراد از جمله توانمندترین فعالین دانشجویی بوده و هستند که چه در سالهای حضور در انجمن اسلامی دانشجویان و چه در سالهای بعد از آن شهره به اعتدال، عقلانیت و دینداری بوده‌اند و هرگز اتهام تندروی و انجام اعمال غیرقانونی بر قامت این عزیزان روا نبوده و نخواهد بود ، اما اكنون با كمال تاسف شاهديم كه به اتهامات ناروا، برايشان پرونده سازي شده و بدون رعايت حداقلي از قوانين حاكم بر امر حسابرسي،‌ در بند هستند.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن ابراز نگرانی پیرامون وضعیت این عزیزان و محکوم نمودن ادامه بازداشت فعالین سیاسی و دانشجویی پس از گذشت نزدیک به یک ماه از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، به مسئولین امر هشدار مي دهد تا هر چه سريع تر به ادامه چنين اقدامات غير قانوني و غیر شرعی و مغاير با ابتدايي ترين حقوق شهروندی پيش بيني شده در قانون پايان داده، و در جهت آزادی بی قید و شرط کلیه افراد دربند اقدام نمایند.


انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

رئیس جمهور سابق کشورمان در یک سخنرانی کم‌نظیر و تاریخی در طی سال‌های گذشته، شفاف و بی‌پرده از شرایط حاکم بر کشور انتقاد کرد، از ریختن خون مردم  انتقاد کرد، شرایط کنونی را به کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام تشبیه کرد، از سم‌پراکنی رسانه‌های دولتی و صدا وسیما سخن گفت و از توهین به شعور مردم با اغتشاشگر خواندن آن‌ها.

به گزارش روابط عمومی دفتر حجت الاسلام سید محمد خاتمی ؛ وی در دیدار با خانواده‌های بازداشت‌شدگان بعد از انتخابات22خرداد، گفت:«علاقمند بودم امروز می‌توانستم همه خانواده‌هایی که در سراسر کشور عزیزانشان در بند هستند و هیچ فریادرسی ندارند را از نزدیک در یک جمع ببینم و ضمن تشکر از نجابت و صبوری آنها و تلاشهای عزیزانشان که به طور قطع در جهت آرمانهای انقلاب و ارزش‌های تحریف نشده نظام بوده به یکایک آنها عرض ادب و احترام کنم و مراتب همدلی خود را با آنها ابزار کنم.»

خاتمی ادامه داد:«همانطور وظیفه داشتم با خانواده‌هایی که عزیزانشان در جریان اعتراضات آرام مردمی، بی‌رحمانه به شهادت رسیدند و حتی از برگزاری مجلس بزرگداشت هم محروم شدند دیدار کنم و حضورا این ضایعه بزرگ را تسلیت بگویم. تعداد این عزیزان کم نیست، این را آمارهای رسمی و غیررسمی می‌گویند.»

رئیس دولت اصلاحات با تاکید بر اینکه«نظام جمهوری اسلامی باید حتی نسبت به ریختن یک قطره خون هم حساس باشد»، گفت:« نظام باید با دوراندیشی و احساس مسؤولیت به مسأله رسیدگی کند، نه اینکه با ایجاد فضای تبلیغاتی مسموم حرکت آرام و هوشمندانه مردم را اغتشاشی که توسط چند نفر از بیرون نظام هدایت می شود بخواند.»

خاتمی تاکید کرد:«این توهین به شعور و بلوغ سیاسی مردمی است که با رأی خود برای تغییر ساز و کارهای غلط به عرصه آمدند، نه برای تغییر نظام و اعتراضشان هم به این بود که سرنوشت رأیشان چه شده است؟»

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهمگها و تمدنها ادامه داد:«تلاش ما در تمام این مدت دعوت مردم به حضور در صحنه انتخابات بود و احساسمان این بود که ما هم جزئی از نظامیم؛ البته با تعریفی که از نظام داشتیم و هنوز هم اعتقاد داریم هر خودسری نباید به نام نظام انجام شود.»

وی یادآور شد:«تعریف ما از نظام جمهوری اسلامی نظامی است که مردم در آن محور و مدارند و بزرگترین سرمایه آن اعتماد مردم است و وظیفه خطیر حاکمیت صیانت از آراء‌ مردم است.»

خاتمی با بیان اینکه «در سفرهای مختلفی که در جریان انتخابات داشتم مردم از من می‌پرسیدند تضمین شما برای صیانت از آراء ما چیست؟»، اظهار داشت:«بخش قابل توجهی از مردم به دعوت ما به صحنه آمدند اما با این نتیجه و این برخوردها مطمئن باشید دیگر نه ما می‌توانیم با اطمینان کسی را به حضور در صحنه دعوت کنیم و نه دیگر کسی حرف ما را خواهد پذیرفت.»

وی تصریح کرد:« اگرچه من هم مانند شما نگران عزیزانی که دستگیر شده‌اند هستم و از مرگ تعداد زیادی از هموطنانمان داغدار، اما نگرانی اصلی همه ما از میان رفتن اعتماد مردم به عنوان بزرگترین پشتوانه و سرمایه نظام است.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان یادآور شد:«پیشنهاد مشخص ما برای برون رفت از این وضعیت تشکیل یک هیأت کاملا بی‌طرف برای بررسی تمامی جوانب این انتخابات بود تا پس از بررسی دقیق و موشکافانه اگر به تخلفی پی برد، نظام با شجاعت به آن اعتراف کند و اگر مسأله‌ای در میان نبود با استدلال منطقی اذهان مردم اقناع شود.»

خاتمی افزود:« فلسفه انتخابات با همه هزینه‌هایش این است که نماینده مردم بر مسند امور گماشته شود، اما زمانی که ذهن جامعه از نتایج انتخابات اقناع نشده است فلسفه اصلی انتخابات زیر سئوال خواهد رفت و نظام شکست خواهد خورد.»

وی تصریح کرد:«متأسفم از اینکه اعلام کنم جرم شما و عزیزانتان این است که در ایران ماندید و برای تقویت نظام و تأمین حقوق مسلم مردم تلاش کردید و اینک باید مورد بی‌مهری و کم لطفی قرار گیرید.»

رئیس بنیاد باران با تاکید بر اینکه «کسانی که لب به اعتراض گشودند دلسوز ایران و نظام بودند»، اظهار داشت:«خیرخواهان هم متفق القول بودند که برای داوری درباره انتخابات به مرجعی که بی طرف نیست اکتفا نکنید.»

خاتمی با اشاره به اینکه «تشکلهای رسمی و ریشه‌دار انقلاب از وزارت کشور برای برگزاری تجمعی قانونی در اعتراض به نتایج انتخابات درخواست مجوز کردند»، گفت:«عدم صدور مجوز از یک سو و بستن تمام راههای ارتباطی خیرخواهان و بزرگان با مردم باعث شد آن حضور میلیونی که از حیث جمعیت از بزرگترین راهپیمایی های انقلاب چیزی کم نداشت در کمال آرامش، بدون شعار و تنها با این پیام که سرنوشت رأی ما چه شد؟ اتفاق بیافتد.»

وی تاکید کرد:«و پاسخ حکومت به این حرکت بزرگ مردمی چه بود؟! ریختن خون مردم، امنیتی کردن فضای جامعه و اتهام‌زنی به خیرخواهان نظام.»

رئیس جمهور سابق کشورمان با ابراز تاسف شدید از شرایط حاکم بر کشور، ادامه داد:«واقعا جای تعجب دارد که موسوی عزیز که از سرمایه‌های نظام است و در ایمان و تدین و پایبندی او به راه امام شکی نیست، امروز با ایجاد فضایی کاملا یک طرفه و با بستن تمامی راههای قانونی ارتباطی بر روی جامعه و در فضای تبلیغاتی مسموم صدا و سیما و روزنامه‌های دولتی که از طریق آن ها فقط سم در جامعه پراکنده می‌شود با انواع اتهامات بی اساس آماج حمله قرار گرفته است! مگر ایران چند نفر مانند مهندس موسوی و آقای کروبی دارد؟»

خاتمی تصریح کرد:«امکانات مخابراتی، اینترنت و مطبوعات را به شدت محدود کرده‌اند و در فضایی کاملا بسته و امنیتی که هر روز ده‌ها نفر در کمال بی خبری دستگیر می شوند رسانه به اصطلاح ملی بارها و بارها صحنه‌های خاصی را نشان می‌دهد تا از آن برای تحریک احساسات بخشی از جامعه بهره برداری کند و آنگاه انگشت اتهام را به سوی مردم نشانه می‌گیرند که چرا برای دریافت اخبار و اطلاعات به منابع دیگر رجوع کرده‌اند!»

رئیس جمهور سابق کشورمان با اشاره به عملکرد یکسویه صدا و سیما اظهار داشت:«میلیون‌ها نفر از مردمی که صدا و سیما مرتب از حماسه آنان دم می‌زند به نشانه اعتراض و در حالی که تمام راههای قانونی به روی آنها بسته شده به صحنه آمده‌اند، دهها نفر کشته شده اند و صدها نفر مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند! کجاست صدا و سیما که این‌ها را به جامعه نشان دهد؟»

به گفته خاتمی با این شرایط مسلم است که افراد معدودی هم سوء استفاده‌هایی خواهند کرد، اما نه زن و مرد و پیر و جوانی که برای نشان دادن اعتراض خود با سکوت به خیابان آمده‌اند.

وی تاکید کرد:«من با تمام احترام و علاقه‌ای که به آیت الله شاهرودی دارم به صراحت می‌گویم آنچه امروز شاهد آن هستیم خلاف بند بند بخشنامه‌ای است که خود شما تحت عنوان حقوق شهروندی صادر کردید و مجلس ششم آن را به عنوان قانون تصویب کرد.»

رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«وظیفه قانونی و شرعی شما بود که به عنوان رئیس قوه قضائیه از ابتدای بروز این حوادث با جدیت اعمال مسؤولیت می‌کردید و در مورد نحوه بازداشتها، اختیار وکیل، شرایط زندانیان و بازجوییها قانون‌شکنان خشونت گرا را موظف به رعایت قانون و شرع می‌فرمودید.»

وی در ادامه خطاب به شاهرودی یادآور شد:«اگرچه تشکیل هیأتی برای رسیدگی به این موضوع پس از یک هفته جای امیدواری است ولی اعمال مسؤولیت شما یعنی آزادی این جمع کثیر، رسیدگی به تمام افتراهایی که به شخصیتها و سرمایه‌های نظام زده شده و‌ توهین‌هایی که به مردم شده است.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«من هرگز چه در زمان مسؤولیتم و چه حالا از عمل مجرمانه دفاع نکرده‌ام، ولی شما مسؤولید به حکم وظیفه پیگیری کنید تا این نگرانی رفع شود.»

وی ادامه داد:«مگر هرکس می‌تواند به هر صورت خواست مردم را بازداشت کند، بعد آنها را بازجویی کند و بدون اینکه کسی اطلاع از نحوه برخوردها و فشارهای وارده به آنها داشته باشد تواب سازی و اعتراف‌گیری کند و پیش از اینکه در دادگاهی صالح این اعترافات بی اساس و بی ارزش به قضاوت گذاشته شود آنها را در سطح جامعه منتشر کند و دستگاه قضایی اظهار بی‌اطلاعی کند؟! اگر اینچنین است تکلیف بر همه ما روشن است.»

سید محمد خاتمی همچنین اظهار داشت:«اگر معتقدید جرمی واقع شده مکلفید به صراحت قانون متهم را با رعایت تمام حقوق شهروندی و با ارائه حکم قضایی که دال بر طرح شکایت حقیقی یا حقوقی از وی باشد بازداشت کنید، به او حق انتخاب وکیل بدهید، و آنچه قانون اساسی به عنوان حقوق یک شهروند برشمرده برای او فراهم آورید و در دادگاهی صالح به جرمی که ادعا شده رسیدگی کنید، نه اینکه به این شکل فله‌ای علاقمندان به نظام و ایران توسط عده‌ای که هیچ کس مسؤولیت کارشان را به عهده نمی‌گیرد دستگیر شده، تحت فشار قرار گیرند و دستگاه قضایی و اطلاعاتی کشور رسما اظهار بی اطلاعی کند؟»

رئیس دولت اصلاحات  یادآور شد:«دلسوزان نظام از هر دو جناح در مورد نتایج اعلام شده انتخابات، یک صدا گفتند اعتراض مردم باید مورد توجه قرار گیرد و با اکتفا به قضاوت مرجعی که بی طرفی‌اش با جانبداری چند تن از اعضاء سرشناس آن از یک طرف این ماجرا به کلی زیر سؤال رفته جامعه اقناع نخواهد شد و نشد و مرحمی بر این زخم نخواهد گذاشت و نگذاشت، حالا همه از فضای آرام سخن می گویند.»

وی ادامه داد:«فضا چگونه باید آرام شود؟ با ادامه این دستگیری‌ها، با امنیتی کردن بیشتر فضا؟! آشتی ملی به این ترتیب؟!واقعیت این است که جامعه از نتیجه ای که اعلام شده اقناع نشده است.»

خاتمی تصریح کرد:«اگر خواهان آرامش در جامعه هستیم، باید مسببین این خشونتها و دستگیری‌های غیرقانونی به سرعت شناسایی  و به مردم و مراجع قضایی معرفی شوند و این فضای زشت امنیتی برداشته شود، بعد در آرامش همه چیز را بسنجیم و ببینیم که چه کسانی شرایط برد برد را برای نظام به باخت باخت تبدیل کردند.»


رئیس جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«در فضایی که خشونت حاکم شد عقل رخت بر می‌بندد و مسبب تمام این خساراتی که متوجه ایران و جمهوری اسلامی شد بانیان این خشونت هستند.آنانکه اعتراض مردم را سرکوب می‌کنند بزرگترین پشتوانه نظام را از بین برده، فرصت را برای سوء استفاده بیگانگان و مغرضان فراهم می کنند، نه کسانی که مردم را به صحنه فراخوانده و خواهان رسیدگی به اعتراض مردم در فضایی بی طرف و مورد اعتماد جامعه هستند.»

خاتمی سپس گفت:«کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن‌ها را تحقیر می‌کنند و با به کار بردن الفاظی سخیف و عجیب احساسات بخشی از جامعه را تحریک کرده‌اند و بزرگترین تهمت‌ها و اهانت‌ها را به چهره‌هایی که هر یک سرمایه نظام هستند روا داشته اند مجرم‌اند، نه عزیزان شما که جرمشان دفاع از حق مردم برای تعیین سرنوشت خود بوده و از آراء مردم دفاع کرده‌اند.»

وی  افزود:«در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می‌شود، حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می‌شود و چهره هایی که همگی سابقه‌ای روشن دارند، با اعمال روشهای غیرقانونی و غیرشرعی دستگیر می‌شوند و هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می‌گیرند.»

رئیس جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«امروز شاهد رفتارهای زشتی هستیم که سالها پیش ریشه آن لااقل در وزارت اطلاعات کنده شد و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام می‌زنیم؟!این حرفهای بی اساس یعنی چه؟ براندازی و انقلاب رنگی یعنی چه؟اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند، با توجه به آنچه انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته است.»

وی با بیان اینکه «با وضعی که ایجاد شده اگر اعتماد عمومی به جامعه بازنگردد هیچ کس دیگر دعوتی از سوی خیرخواهان برای حضور در صحنه را نخواهد پذیرفت»، گفت:«حتی اگر فقط ده درصد از جامعه به حاکمیت بی‌اعتماد شده باشد فاجعه است، در حالی که هر نگاه واقع‌بینی می‌بیند که دامنه بی‌اعتمادی بسیار گسترده‌تر است.»

به گفته خاتمی، فضای آرام زمانی ایجاد می‌شود که اعتماد مردم جلب شود و بدانند بر سر آرائشان چه آمده، ضاربین و قاتلین مردم بی گناه شناسایی و محاکمه شوند و خسارت‌های مادی و معنوی جبران شود.

رئیس دولت اصلاحات در بخش پایانی سخنانش خطاب به خانواده‌های بازداشت‌شدگان اخیر گفت:«همه شما را که مؤمن، معتقد و دلسوز ایران و جمهوری اسلامی هستید به صبر دعوت می کنم.هیچ کار درستی به نتیجه نمی رسد مگر با صبر و تحمل. به خدا توکل کنید و با تمام توان از مسیرهای قانونی حق مسلم خود را مطالبه نمایید.»

وی افزود:«مطمئن باشید من هم همانطور که تا به حال اقداماتی کرده ام باز هم از هیچ کوششی فروگذار نخواهم کرد و امیدوارم مجموعه نیروهای نظام با تدبیر و دلسوزی و عقلانیت این اعتمادسازی را جدی بگیرند و امیدوارم آیت الله شاهرودی در ماههای آخر مسؤولیتشان در قوه قضائیه با اعمال مسئولیت سریع و قاطع زمینه آزادی عزیزانتان و جلوگیری از ادامه این خشونت‌ها را فراهم آورده و باقیات الصالحاتی برای خود به جای گذارند.»

سید محمد خاتمی خاطر نشان کرد:«نباید تصور کرد که با سرکوب اعتراضات مردم اقناع می‌شوند، اعتراضی که سرکوب شود ادامه خواهد یافت اگرچه ممکن است شکل آن تغییر یابد. ابراز نظر و اعتراض حق مردم است و حکومت موظف است آن را پاس دارد.»

در آغاز این دیدار خانواده دستگیرشدگان که اکثرا فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلا هستند پس از شرح چگونگی و زمان دستگیری آنها، ضمن ابراز نگرانی از وضعیت نگهداری عزیزانشان و با اعلام بی خبری کامل از شرایط روحی و جسمی آنها که تنها با یک تماس تلفنی کوتاه حیات خود را اعلام کرده‌اند خواستار آزادی هرچه سریعتر عزیزانشان شدند که با تلاش و کوشش شبانه روزی و تشویق مردم برای حضور در صحنه انتخابات، حماسه ای بزرگ را در تاریخ آفریدند و اینک در کمال ناباوری به عنوان عوامل بیگانه تحت فشار قرار گرفته اند تا در نمایشهای تبلیغاتی به گناه های ناکرده اعتراف کنند و پاسخ مسؤولان دستگاه قضایی به دادخواهی به حق آنها تنها اظهار بی اطلاعی و بعضا جملاتی است که با نوعی تحقیر شکننده همراه است.

خانواده های فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلای دستگیر شده، ضمن محفوظ دانستن حق اعتراض خود به آنچه امروز شاهد آن هستند، از ایجاد شکافی عمیق میان راه و اندیشه های حضرت امام و مسیری که جمهوری اسلامی در صورت ادامه این روند در آن قرار می گیرد ابراز نگرانی جدی نموده، خواستار ورود خیرخواهان و عقلای جامعه و به ویژه یاران و نزدیکان حضرت امام به صحنه و جلوگیری از بروز انحرافی شدند که می تواند انقلاب و اسلام را با خطرات جدی روبرو کند

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم

ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل
مردم شريف و هوشمند ايران
این روزها و شب‌ها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال می‌کنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن می‌بینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد كه رسالت تاریخی‌مان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسل‌ها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.
سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی براي آزادی، انقلابی براي احياي کرامت انسان‌ها، انقلابی براي راستی و درستي. در اين مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمير ما سرمایه‌های عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دست‌آوردهای ارزشمندي حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسيدند که به‌رغم سخت‌ترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طليعه‌هايي از حیات طیبه بود. اطمينان دارم کسانی که آن روزها را ديده‌اند به چيزي كمتر از آن راضي نمي‌شوند.
آیا ما مردم شایستگی‌هایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمی‌كردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می‌انجامد؛ تا به ياد آورم كه اعتنا به کرامت انسان‌ها پايه‌هاي نظام را تضعيف نمي‌كند، بلكه استحكام مي‌بخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستي می‌خواهند و بسیاری از گرفتاري‌هاي ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقب‌ماندگي، فقر، فساد و بي‌عدالتي سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار ديگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت كنم.
من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله می‌کرد، به هیجان آورد و صحنه‌هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزيد. اینجانب اعتراف می‌کنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قريب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشيند میوه‌هایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بی‌انصافند کسانی که منافع كوچكشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ‌ساخته و پرداخته بيگانگان و «انقلاب مخملين» بنامند.
اما آن چنان که می‌دانید همگی ما در راه این تجديد حيات ملي و تحقق آرمان‌هایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چيزي كه از عواقب قانون‌گريزي پيش‌بيني كرده بوديم به صريح‌ترين شكل ممكن و در نزديك‌ترين زمان تحقق يافت.
استقبال عظيم از انتخابات اخير در درجه نخست مرهون تلاش‌هايي بود كه براي ايجاد اميد و اعتماد در مردم صورت گرفت تا براي بحران‌هاي مديريتي موجود و نارضايتي‌هاي گسترده‌اجتماعي، كه انباشت‌شان مي‌تواند كيان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخي شايسته فراهم شود. اگر اين حسن‌ظن و اعتماد مردم از طريق صيانت از آراي آنها پاسخ داده نشود و يا آنها نتوانند براي دفاع از حقوقشان به نحوي مدني و آرام واكنش نشان دهند مسيرهاي خطرناكي در پيش خواهد بود كه مسئوليت قرار گرفتن در آنها بر عهده كساني است كه رفتارهاي مسالمت‌آميز را تحمل نمي‌كنند.
اگر حجم عظيم تقلب و جابه‌جايي آرا، كه آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دليل و شاهد فقدان تقلب معرفي شود، جمهوريت نظام به مسلخ كشيده خواهد شد و عملا ايده ناسازگاري اسلام و جمهوريت به اثبات مي‌رسد. اين سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد كرد؛ يك دسته آنان كه از ابتداي انقلاب در مقابل امام صف‌آرايي كردند و حكومت اسلامي را همان استبداد صالحان ‌دانستند و به گمان باطل خود مي‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته ديگر كه با ادعاي دفاع از حقوق مردم اساسا ديانت و اسلام را مانع تحقق جمهوريت مي‌دانند. هنر شگرف امام باطل كردن سحر اين دوگانه‌‌انگاري‌ها بود. من آمده بودم تا با تكيه بر راه امام تلاش ساحراني را كه دوباره جان گرفته‌اند خنثي كنم.
اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئوليت آن را پذيرفته‌اند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کرده‌اند، به صورتی که اين رسيدگي‌ها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بيش از 170 حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد.
از ما خواسته مي‌شود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بي‌طرفي خود را به اثبات رسانده است و نخستين اصل در هر داوري رعايت بي‌طرفي است.
اينجانب همچنان قويا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است كه بايد به صورتي بي‌طرفانه از طريق يك هيئت مورد اعتماد ملي مورد بررسي قرار گيرد، نه آن كه پيشاپيش امكان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات بازداشته ‌شوند، يا شوراي امنيت كشور به جاي پاسخگويي به سوالات مشروع در خصوص نقش لباس‌شخصي‌ها در حمله به افراد و اموال عمومي و ايجاد التهاب در حركت‌هاي مردمي به فرافكني بپردازد و مسئوليت فجايع به وجود آمده را بر عهده ديگران بگذارد.
اينجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم. من به عنوان يك همراه که زیبایی‌های موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گيرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم توانايي‌هاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان مي‌تواند حقوق مشروع تان را در چهره‌هاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند. مطمئن باشيد كه اينجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در در يافتن اين راه‌حل‌هاي جديد، خصوصا به جوانان عزیز توصيه مي كند اين است که نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توكل به خداوند و اميد به آينده و تكيه بر توانمندي‌هايتان حركات اجتماعي خود را پس از اين نيز براساس آزادي‌هاي مصرح در قانون اساسي و اصل امتناع از خشونت پيگيري كنيد. ما در اين راه با بسيجي روبرو نيستيم؛ بسيجي برادر ماست. ما در اين راه با سپاهي روبرو نيستيم؛ سپاهي حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نيستيم؛ ارتش حافظ مرزهاي ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهاي قانوني آن روبرو نيستيم. اين ساختار حافظ استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ماست. ما با كجروي ها و دروغ گويي ها روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم؛ ا صلاحي با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامي .
ما به دست اندركاران توصيه مي كنيم براي برقراري آرامش در خيابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسي امكان تجمع هاي مسالمت آميز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنين گردهم آيي هايي را تشويق كنند وصدا و سيما را از قيد بدگويي ها و يك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فرياد تبديل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در اين رسانه جاري، تصحيح و تعديل گردد. بگذارند جرايد نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنويسند و در يك كلام فضايي آزاد براي مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت هاي خود آماده سازند. بگذاريم آنهايي كه علاقه دارند تكبير بگويند و آن را مخالفت با خود تلقي نكينم. كاملا مشخص است كه در اين صورت احتياجي به حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در خيابان ها نخواهد بود و با صحنه هايي كه ديدن آنها و شنيدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد مي آورد، روبرو نخواهيم بود.

برادر و همراه شما - میرحسین موسوی

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

امروز عصر فیس بوک دوست جدیدمان را فیلتر کردند.چند وقتی بود همه دوستش داشتیم و هروز به آن سر می زدیم و از امکانات منحصر به فرد این شبکه اجتماعی محبوب استفاده می کردیم.با دوستانمان در ارتباط بودیم و فیلم و عکس و مطلب را براحتی به اشتراک گذاشته و از جذابیت های این سایت استفاده می کردیم.

حالا دقیقا 20روز مانده به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران این سایت فیلتر می شود و نیازی نیست بگویم چه کسانی سایت را مسدود کرده اند.خیلی از ما چند وقت پیش که فیس بوک از مسدودیت در آمد تعجب کریم که چگونه سیستم بسته محمود احمدی نژاد این سایت را رفع فیلتر کرده ولی حال که به زمان اوج تبلیغات انتخاباتی رسیده ایم و فعالیت حامیان مهندس موسوی در جامعه مجازی بخصوص فیس بوک گسترده است و در مقابل جریان رقیب توان رقابت در این عرصه را ندارد از ابزارهای همیشگی خود مانند فیلترینگ بهره می برد که همان مساوی توقیف روزنامه یاس نو است.

پس بیائید خوشحال باشیم که فیس بوک را مسدود کردند چون این نشان دهنده ضعف جناح رقیب یعنی تیم آقای احمدی نژاد است که چون توان دیدن این عزم و رقابت در این فضا را ندارند از ابزارهای حذفی خود بهره می جویند و خوشحالتر باشیم چون میرحسین برنده میدان انتخابات خواهد بود تا گردش آزاد اطلاعات به واقعیت تبدیل شود و اینگونه برخی تنگ نظری ها شبکه های اجتماعی محبوب را یک به یک مسدود نکنند.

امروز حماسه 2 خرداد را در استادیوم دوازده هزار نفری آزادی باز آموزی کردیم و 22خرداد با رای های سبزمان و انتخاب میرحسین موسوی به عنوان رئیس جمهور جشن بزرگ پیروزی آزادی اندیشه و اطلاعات را در استادیوم یکصد هزار نفری برپا می کنیم.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

 در حالیکه دوستداران و علاقمندان به رشته‌های مختلف ورزشی بخصوص فوتبال در ماههای اخیر به شدت نسبت به سیاسی شدن ورزش و به ویژه فوتبال در دولت نهم انتقاد کرده‌اند، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم سوء استفاده حامیان دولت از ورزش در راستای اهداف سیاسی شدت گرفته است.

شنیده‌های خبرنگار پایگاه خبری یاری، حاکی از آن است که مهدی تاج نائب رئیس فدراسیون فوتبال، کیومرث هاشمی معاون ورزش قهرمانی تربیت بدنی، محمد آخوندی سخنگوی سازمان تربیت بدنی و داود عطایی عضو سپاه و سردبیر ایران ورزشی کمیته ورزش ستاد احمدی نژاد را تشکیل داده‌اند.

از سوی دیگر خبر می‌رسد همزمان با ایجاد محدودیت دولت برای سخنرانی کاندیداهای اصلاح‌طلب در اماکن دولتی، باشگاههای ورزشی دولتی به شدت با اجاره اماکن ورزشی به حامیان میرحسین موسوی مخالفت می‌کنند.

در همین رابطه یک منبع آگاه در ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی به یاری گفت:«مدیر عامل راه آهن اعلام كرده است که از در اختیار گذاردن مجموعه های ورزشی و فرهنگی به رقبای احمدی‌نژاد معذوریم.»

وی خاطر نشان کرد:« واعظ آشتیانی هم اعلام كرده است که  مجموعه های فرهنگی ورزشی باشگاه استقلال را به حامیان موسوی اجاره نمی‌دهیم.»

گفتنی است سیاسی شدن ورزش در دولت نهم موجب شد که ورزشکاران کشورمان نتوانند افتخار قابل توجهی را در عرصه بین المللی کسب کنند.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

مهلت پنج روزه ثبت نام داوطلبان انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اسلامي ايران كه روز گذشته با نام نويسي 475 نفر به پايان رسيد، بار ديگر موضوع لزوم تغيير قانون انتخابات رياست جمهوري را كه از مدتها پيش مطرح شده بود، بيش از پيش عيان ساخت.

قانون كنوني انتخابات رياست جمهوري، شرايط را به گونه اي براي ثبت نام داوطلبان اين انتخابات فراهم كرده است كه به محض اعلام زمان نام نويسي، جمعي از شهروندان كه ممكن است حتي واجد شرايط راي دادن هم نباشند، با علم به اينكه صلاحيت آنها احراز نمي شود، داوطلب مقام رياست جمهوري مي شوند.

شاهد اين مدعا آن است كه مطابق قانون افراد زير 18 سال حق راي دادن در انتخابات را ندارند اما حتي همين زير 18 ساله ها مي‌توانند به عنوان داوطلب كانديداي انتخابات رياست جمهوري شوند و پس از ثبت نام آنان در وزارت كشور،‌ شوراي نگهبان نيز صلاحيت آنان را مورد بررسي قرار مي دهد.

نتيجه چنين وضعيتي،‌ از يكسو، "ثبت نام فله اي" و گسترده افراد گمنام و فاقد حداقل صلاحيتهاي قانوني و از سوي ديگر، فراهم شدن زمينه سوءاستفاده رسانه هاي بيگانه از رد صلاحيت آنان توسط شوراي نگهبان است كه همواره تلاش مي كنند با هر دليل و بهانه اي چهره جمهوري اسلامي ايران را مخدوش سازند.

براي اين رسانه ها مهم نيست كه افراد گمنام، از سر تفنن و براي مطرح كردن خود در رسانه‌ها پا به ستاد انتخابات كشور گذاشته اند، يا آنكه فراتر از آن، اهدافي خاص همچون دستيابي به فرصتي براي انتقاد از نظام يا اوضاع جامعه و يا اخذ پناهندگي از كشورهاي ديگر را دنبال مي كنند. علت حضور اين داوطلبان فاقد صلاحيت هر چه باشد در اصل ماجرا كه وضعيت ثبت نام داوطلبان در ايران چندان خوشايند نيست، تاثيري نمي گذارد.

تركيب مدعيان

در پي پنج روز ثبت نام براي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري 475 نفر ثبت نام كردند كه گرچه اين رقم نسبت به يكهزار و 14 ثبت نام كننده دوره قبل، 53 درصد كاهش نشان مي‌دهد، اما باز هم در جاي خود، رقمي بالا براي چنين انتخاباتي به نظر مي رسد.

از مجموع ثبت نام كنندگان دوره دهم 30 نفر زير 25 سال، 39 نفر آنها بين 25 تا 30 سال، 139 نفر از آنها بين 30 تا 40 سال، 115 نفر از آنها بين 40 تا 50 سال، 98 نفر از آنها بين 50 تا 60 سال و 54 نفر از آنها بالاي 60 سال سن دارند و از اين نظر، مسن‌ترين كانديدا مردي 86 ساله و جوانترين آنها جواني  19 ساله است.

از نظر مدرك تحصيلي نيز از ميان اين افراد يك نفر داراي مدرك حوزوي اجتهاد، يك نفر داراي مدرك فوق دكترا، 35 نفر داراي مدرك دكترا،‌216 نفر داراي مدرك ليسانس و فوق‌ليسانس و 222 نفر داراي مدرك فوق ديپلم، ديپلم و پايين‌تر از آن هستند.

برخي از ثبت نام كنندگان بيكار هستند و برخي هم مشاغل خود را شغلهايي اعلام كرده اند كه با توجه به اظهارات و مصاحبه‌هاي آنان در جمع خبرنگاران، قبول آن كمي سخت به نظر مي‌رسد اما با اين حال 19 نفر از داوطلبين گفته اند عضو هيئت علمي دانشگاهها هستند ، 10 نفر پزشك، 194 نفر كارمند، 37 نفر فرهنگي، 34 نفر بازنشسته و 55 نفر نيز شغل خود را در فرم ثبت‌نام درج نكرده ا‌ند.

در مجموع از ميان يكهزار و 14 نفر داوطلب دوره قبل تنها صلاحيت هشت داوطلب احراز شد و صلاحيت يكهزار و شش نفر ديگر مورد تاييد شوراي نگهبان قرار نگرفت.

براي انتخابات دوره دهم نيز بعيد به نظر مي رسد با توجه به شرايط موجود در قانون براي احراز صلاحيتها از مجموع 475 نفر ثبت نام شده، صلاحيت بيش از 4 تن از آنان از سوي شوراي نگهبان تاييد شود.

اين چهار نفر شامل "محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري كنوني، "ميرحسين موسوي" نخست وزير دوران 8 سال دفاع مقدس، "مهدي كروبي" رييس دو دوره مجلس شوراي اسلامي و "محسن رضايي" فرمانده كل سابق سپاه پاسداران و دبير كنوني مجمع تشخيص مصلحت نظام باشند.

قانون چه مي گويد؟

مطابق ماده 35 قانون انتخابات رياست جمهوري ، "رجل سياسي و مذهبي" بودن ، ايراني الاصل بودن، داشتن تابعيت كشور جمهوري اسلامي ايران ، مدير و مدبر بودن ، داراي حسن سابقه و امانت و تقوا بودن ، مومن و متعهد بودن به مباني جمهوري اسلامي ايران و مذهب رسمي كشور بودن، شرايط داوطلبان اين انتخابات است و چنانچه كسي خود را واجد آنها تشخيص داد، مي تواند در ستاد انتخابات كشور براي داوطلبي رياست جمهوري ثبت نام كند. احراز نهايي اين شرايط در مورد داوطلبان بر عهده شوراي نگهبان است.

كلي بودن شرايط ماده يادشده موجب شده است هر فردي با هر سني و صرف نظر از سطح سواد و موقعيت خود در جامعه، به صرف داشتن شناسنامه ايراني بتواند در انتخابات رياست جمهوري به عنوان داوطلب ثبت نام كند.

به عبارت ديگر، بر خلاف راي دهندگان انتخابات رياست جمهوري كه يكي از شرايط آنان داشتن حداقل 18 سال سن است، داوطلبان انتخابات براي ثبت نام محدوديت سني ندارند و براي آنان محدوديتي در زمينه تحصيلي و ساير شرايط نيز قيد نشده است. در مقابل، براي ثبت نام در انتخابات مجلس شوراي اسلامي و مجلس خبرگان رهبري شاهد شرايط خاصي هستيم.

با شناخت اين نقايص بود كه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در جلسه روز 19 آبان سال 1387 طرح يك فوريتي اصلاح موادي از قانون انتخابات رياست جمهوري مصوب 1364 را به تصويب رساندند تا راه را بر نارساييها و مشكلات اين قانون از جمله در زمينه ثبت نام داوطلبان ببندند.

براساس اين مصوبه مجلس، داوطلبان انتخابات رياست جمهوري علاوه بر آنكه بايد شرايط ماده 35 قانون انتخابات رياست جمهوري را دارا باشند،بايد هنگام ثبت نام حداقل مدرك كارشناسي ارشد يا معادل حوزوي آن و سابقه تصدي حداقل يكي از مناصب مهم كشور را دارا باشند.

اين مناصب عبارتند از:

1- رئيس جمهور و معاونان وي.

2- نمايندگان مجلس خبرگان رهبري ، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و نمايندگان منصوب مقام معظم رهبري در نهادها و استانها.

3- رئيس قوه قضائيه، معاونان وي و روساي ديوان عالي كشور ، سازمان بازرسي كل كشور ، ديوان عدالت اداري ، سازمان قضايي نيروهاي مسلح و دادستان كل كشور.

4- اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام و دبير آن و اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي و دبيران.

5- اعضاي شوراي نگهبان ، فقها و حقوقدانان.

6- وزرا.

7- امرا ، فرماندهان و سرداران نيروهاي مسلح.

8- رئيس سازمان صداوسيما.

9- روساي سازمان ها و نهادهاي كشور ، سفرا ، استانداران و شهرداران كلانشهرها.

10- مدرسين سطوح عالي حوزه هاي علميه و اعضاي هيات علمي دانشگاه ها با مدارك علمي استادياري و بالاتر.

11- روسا ، دبيران كل احزاب و قائم مقام آن و دبيران سياسي احزاب و جمعيت هاي سياسي رسمي در سطح ملي و مديران مسئول و سردبيران روزنامه هاي كثيرالانتشار.

12- حقوقدانان، وكلاي پايه يك با 10 سال سابقه كار و مديران غيردولتي در حوزه هاي صنعتي ، اقتصادي و فرهنگي در سطوح ملي.

نمايندگان مجلس همچنين تصويب كردند كه سن داوطلبان نبايد كمتر از 40 سال و بالاتر از 75 سال باشد.

شوراي نگهبان در جلسه هشتم آذرماه سال گذشته اين مصوبه مجلس را بررسي كرد و آن را مغاير با اصل 115 و 110 قانون اساسي شناخت كه شرايط رئيس جمهور را در اين اصول احصا كرده و تاييد صلاحيت داوطلبان از نظر دارا بودن شرايط را به عهده شوراي نگهبان مي گذارد.

اين شورا تاكيد كرد چون اصل 135 قانون اساسي شرايط رئيس جمهور را روشن كرده است بنابراين اضافه كردن شرايط  ديگر از جمله شرايطي كه مجلس مصوب كرده است ، مغاير قانون اساسي بوده و نوعي تبعيض است.

رفع اين ايرادات شوراي نگهبان در دستور كار روز يكشنبه چهارم اسفند سال گذشته مجلس شوراي اسلامي قرار گرفت اما نمايندگان مجلس بر مصوبه خود اصرار كرده و در نهايت اين مصوبه براي تعيين تكليف نهايي به مجمع تشخيص مصلحت نظام رفت.

از آنجا كه هنوز مصوبه مجلس شوراي اسلامي و ايرادات شوراي نگهبان در اين مجمع بررسي نشده است، انتخابات آينده رياست جمهوري با همين قانون فعلي برگزار مي‌شود.

مجلس به وظيفه اش عمل كرده است

علاءالدين بروجردي رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار جام جم آنلاين گفت:  مجلس وظيفه خود را درخصوص اصلاح قانون انتخابات رياست جمهوري انجام داده ولي شوراي نگهبان تغيير در اين قانون را مغاير با قانون اساسي شناخته است.

وي كه خود در جلسات مجمع جهت بررسي مصوبه مذكور حضور داشت اظهار اميدواري كرد با توجه به اينكه بحث درخصوص مصوبه مذكور در مجمع تشخيص مصلحت نظام هنوز ادامه دارد ، نتايج مثبتي در اين زمينه حاصل شود و مصوبه مجلس به تاييد مجمع تشخيص مصلحت نظام برسد.

نماينده بروجرد با تاكيد بر لزوم اضافه شدن شرايط براي ضابطه مندشدن ثبت نام داوطلبان انتخابات رياست جمهوري تصريح كرد: حتي در فرانسه و برخي كشورهاي غربي كه خود را مهد دموكراسي مي خوانند، نيز فردي  كه مي خواهد در انتخابات رئيس جمهور شود بايد براي ثبت نام و تاييد صلاحيت خود، امضا و تاييد پنج هزار نفر را به ويژه از ميان افراد مطرح جامعه داشته باشد.

بروجردي اطمينان داد اگر مصوبه مجلس به تاييد مجمع تشخيص مصلحت نظام برسد براي انتخابات دوره هاي يازدهم رياست جمهوري به بعد مفيد خواهد بود.

حميدرضا حاجي بابايي نماينده همدان و عضو هيات رئيسه مجلس شوراي اسلامي نيز در اين زمينه به خبرنگار جام جم آنلاين گفت: براي جلوگيري از اشكالات هنگام ثبت نام قانون انتخابات رياست جمهوري بايد جامع و مانع باشد و به همين خاطر نمايندگان مجلس شرايطي را براي داوطلبان انتخابات رياست جمهوري تعيين كرده اند.

وي افزود: نمايندگان مجلس علاوه بر اينكه شرايط تحصيلي براي كانديداتوري ذكر كرده اند موقعيت هاي اجتماعي داوطلبان هم را مد نظر قرار داده اند اما متاسفانه هنوز تكليف اين مصوبه مجلس روشن نشده است.

عضو هيات رئيسه مجلس خاطرنشان كرد: پس از ايرادهاي شوراي نگهبان و ارجاع آن به مجلس ، نمايندگان بر نظرات خود اصرار كردند و در نهايت مصوبه مذكور به مجمع تشخيص مصلحت نظام فرستاده شد.

با اين وضعيت، به نظر مي رسد اكنون توپ در زمين مجمع تشخيص مصلحت نظام است و انتظار مي رود اين نهاد تصميم گير براي پايان يافتن شرايط كنوني در وضعيت ثبت نام داوطلبان انتخابات رياست جمهوري و جلوگيري از برخي سوء استفاده ها اقدامي اساسي به عمل آورد.

يوسف اسدي
جام جم آنلاين

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
عاتقه صدقی، همسر شهید رجایی با انتشار بیانیه از مهندس میرحسین موسوی حمایت کرد.

متن بیانیه اعلام حمایت عاتقه صدیقی نماینده دوره های اول، دوم و سوم مجلس شورای اسلامی از موسوی را به شرح زیر آورده است.

بسم الله الرحمین الرحیم
ملت شریف ایران

مهندس موسوی در طول 8 سال دفاع مقدس، در سخت ترین شرایط و در حالی که نظام تثبیت نشده و توطئه های داخلی و خارجی متعددی علیه آن در جریان بود، عهده دار مسوولیت دولت شد و تجربه مثبت به یادگار مانده از دوران او در ذهن مردم به خوبی نشان می دهد که او مرد مدیریت بحران است.

افرادی که با خدا عهد می بندند، در میانه راه در معرض ابتلا قرار می گیرند و اعتقاد آن ها به محک امتحان گذاشته می شود؛ انسان ها درتغییر و تحولات شناخته می شوند، اما موسوی مردی است که از امتحان های گذشته ، پاک و پیروز بیرون آمده است.

میرحسین موسوی در حالی که بسیاری از مخالفین داخلی نظام در پشت سر متحجرین بر علیه دولت وی موضع گرفته بودند با صبوری و تدبیر، بحران های این دوره را مدیریت کرد. او در دوران مسوولیت خود از مخالفت های داخلی بیش از مخالفت های بیگانگان خون دل خورد و اگر چه حضرت امام همواره ایشان را حمایت می کردند، اما ما هیچ گاه فراموش نمی کنیم که امام خود می فرمودند، خون دلی که پدر پیرتان از متحجرین خورد از اغیار نخورد.

مهندس موسوی از توانایی بالای مدیریتی برخوردار است، به ویژه آن که گذشت زمان نیز به تجربیات وی افزوده است. این اندوخته با توجه به روحیه دانشگاهی و پژوهشگر او و حضور وی در مسولیت مشاورعالی بالاترین سطوح تصمیم گیری نظام می تواند ذخیره ای ارزشمند برای ملت ایران محسوب شود.

اکنون در شرایطی که نگرش های اقتدارگرایانه نشأت گرفته از اندیشه های «حکومت بدون جمهوریت» در تقابل با جمهوری اسلامی مورد نظر و تأیید امام و امت به دنبال ساختار شکنی هستند، رویکرد مهندس موسوی و شعار وی در تأکید بر بازگشت به قانون نشان می دهد که ایشان به درستی ریشه خطر را شناخته است.

صمیمیت شهید رجایی و میرحسین موسوی به عنوان وزیرخارجه جوان ایشان به اندازه ای بود که شهید رجایی به راحتی و با صراحت لهجه دستورالعمل های منطبق بر ارزش های انقلاب و خواسته های مردم را برای موسوی مطرح می کرد و او به عنوان فردی حق جو چه آن هنگام که وزیر خارجه بود و آن را امری مدیریتی می دید و چه دورانی که خود مسوولیت دولت را عهده دار بود، دیدگاه های رجایی را می پذیرفت، امروز نیز موسوی از آن دستورات به عنوان خاطره هایی آموزنده یاد می کند.

اگر چه رابطه این دو رابطه رئیس و مرئوس نبوده است، شهید رجایی موسوی را به قدری به خود نزدیک می دید که صمیمانه مسائل را با ایشان در میان بگذارد او همواره در دولت خود به اندیشه شهید رجایی پایبند و متکی بود؛ چنانکه امروز نیز همفکری و همدلی ایشان برای کسانی که او را می شناسند، مشهود است.

زندگی موسوی نشأت گرفته از اعتقادات اسلامی و الهی است. او هرگز به دنبال کسب قدرت نیست، چرا که اگر چنین بود در طول سال های گذشته از تقاضای شخصیت های بزرگ سیاسی کشور برای کاندیداتوری ریاست جمهوری نمی گذشت. در این شرایط به خوبی می توان نتیجه گرفت که نفس حضور مهندس موسوی و احساس مسوولیت ایشان، خود نشان دهنده خطر بزرگ پیش روی ایران اسلامی است.

اینجانب پیش از این نیز در انتخابات سال 84 ریاست جمهوری نگرانی خود را اعلام کرده بودم و اکنون که شاهد قانون شکنی های کلان و دخالت بخشی از فرماندهان نظامی در سیاست، نامحرم تلقی کردن مردم، غیر شفاف شدن اطلاعات و امنیتی کردن بسیاری از حوزه های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی کشور هستیم، به گونه ای مضاعف این احساس نگرانی و خطر را یادآور می شوم.

به یاد داریم که امام خمینی دخالت فرماندهان نظامی را با موضع گیری ها و هشدارهای جدی خود تعدیل می کردند. ایشان به روشنی در بخشی از وصیت نامه خود چنین فرموده اند: «وصیّت اکید من به قواى مسلح آن است که همانطور که از مقررات نظام ، عدم دخول نظامى در احزاب و گروهها و جبهه ها است به آن عمل نمایند و قواى مسلح مطلقا چه نظامى و انتظامى و پاسدار و بسیج و غیر اینها در هیچ حزب و گروهى وارد نشده و خود را از بازیهاى سیاسى دور نگهدارند. در این صورت مى توانند قدرت نظامى خود را حفظ و از اختلافات درون گروهى مصون باشند و بر فرماندهان لازم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است ، دولت و ملت و شوراى دفاع و مجلس شوراى اسلامى وظیفه شرعى و میهنى آنان است که اگر قواى مسلح چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد بر خلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند

عملى انجام دهند یا در احزاب وارد شوند که بى اشکال به تباهى کشیده مى شوند و یا در بازیهاى سیاسى وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت کنند و بر رهبر و شوراى رهبرى است که با قاطعیت از این امر جلوگیرى نماید تا کشور از آسیب در امان باشد.»

جملات پیش گفته به خوبی نشان می دهد که حضرت امام این موضوع را برای زمان خاص مطرح نکرده اند بلکه عدم دخالت نظامیان سیاست اصلی برای تمام زمان ها است که اگر غیر از این بود، ایشان این امر را موکول به تشخیص مسولان درهر مقطع زمانی می کردند، اما تأکید کلی امام بر این امر نشان می دهد که دخالت نظامیان در همه زمان ها و در تمام دنیا برای هر کشوری مسئله ای خطرناک است.

باید تأکید کنم که در اینجا مسئله فرد مطرح نیست، مسئله یک جریان فکری است. افرادی که رأی می آورند به خودی خودی مسئله جامعه نیستند، بلکه ما به جریان های فکری کار داریم و این که هر فردی با تکیه بر چه تفکری رفتار می کند.

باید توجه کنیم که بسیاری از خسارت های اجرایی و سیاسی امروز ناشی از دخالت بخشی از نظامیان در سیاست است که اگر چه آشکارا رخ می دهد، اما تلاش های زیادی برای نامحسوس جلوه دادن آن صورت می گیرد.

اینجانب در اعلام مواضع بعدی خود به توضیح درباره ابعاد مختلف خطر پیش روی نظام در شرایط کنونی خواهم پرداخت.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
     
biparva.com
 

pctfx3.1

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و پياده سازي قالب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور